پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۶

طومار عمر چند کنم سال و ماه را

کو باده تا به عرش زنم بارگاه را

ساقی بیا که مانده به زندان حیرتم

دور فلک ز شش جهتم بسته راه را

بر ساغر بلور می لعل‌فام ریز

تا مشتری نظر نکند مهر و ماه را

عشاق را چه حالت پروای کفر و دین

عشق آتشی‌ست میکده و خانقاه را

صحرای عشق وادی حیرت بود در او

ضد خضر راه گمشده گم کرده راه را

بگذار حرص و نخوت و بگذر که رفتگان

بگذاشتند مسند و تخت و کلاه را

از درگهت مران من بیداد دیده را

شوکت به دادخواه بود پادشاه را

دل‌ها عزیز دار و به خواری رها مکن

شه را سزد که قدر شناسد سپاه را

فردا که در مقام حسابم درآورند

در حیرتم که عذر چه گویم گناه را

پاکی دهد نجات و وگرنه کجا بود

موی سفید عذر درون سیاه را

ساغر گدای درگه عشق است در جهان

نه دیر می‌شناسد و نه خانقاه را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸خدا را تا به کی در سینه دارم درد پنهان را
  2. شمارهٔ ۹به عشقت شد مرا راز دل از اشک نهان پیدا
  3. شمارهٔ ۱۰دی آمدم به کوی تو دیدم رقیب را
  4. شمارهٔ ۱۱این شه‌سوار کیست که آید به فر و زیب
  5. شمارهٔ ۱۲زهی ز تابش حسن تو مهر و مه در تاب
  6. شمارهٔ ۱۳هر مشکلی که روی دهد مستی توان شکیب
  7. شمارهٔ ۱۴کنون که فصل بهار است وصل یار طلب
  8. شمارهٔ ۱۵دل که مایل به جفای تو نباشد دل نیست
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.