پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۲

زهی ز تابش حسن تو مهر و مه در تاب

مثال روی تو چشم فلک ندیده به خواب

چه داغ‌هاست ز خالت به قلب‌های فگار

چه سوز‌هاست ز عشقت به سینه های کباب

به عهد حسن رخت بخت عاشقان بیدار

به دور فتنه چشم تو چشم فتنه به خواب

به کوی عشق دری می‌زنم به راه امید

فتوح بخش مرا یا مفتح الابواب

کنون چه چاره عزیزان که عشق غرقاب است

مراست کشتی بی‌بادبان در آن غرقاب

به هر دو کون چه مردانه پشت پا زده‌اند

سرم فدای خراباتیان مست و خراب

به نیم جرعه شراب ار جهان ز من باشد

به کوی میکده بخشم به نیم جرعه شراب

گرت هواست که پیرانه سر جوان گردی

بنوش باده دیرین به یاد عهد شباب

حدیث واعظ نادان فسانه است و فسون

بیا ترانه شنو از حدیث چنگ و رباب

رضای دوست طلب کن تو یا ارادت دوست

امید و بیم نمی‌شاید از ثواب و عقاب

به کوی میکده تا فرصتت بود ساغر

مده پیاله ز کف قدر وقت را دریاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴کنون که فصل بهار است وصل یار طلب
  2. شمارهٔ ۱۵دل که مایل به جفای تو نباشد دل نیست
  3. شمارهٔ ۱۶رهرو عشق مگر سالک آگاهی نیست
  4. شمارهٔ ۱۷خادم میخانه‌ام مرید خرابات
  5. شمارهٔ ۱۸شورش عشق چو از زلف و رخ جانان است
  6. شمارهٔ ۱۹ای دریغا که مرا عمر به افسانه گذشت
  7. شمارهٔ ۲۰هر دم از تیر فلک زخم دلم تازه‌تر است
  8. شمارهٔ ۲۱امروز دیگرم سر سودای دیگر است
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.