پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۸

شورش عشق چو از زلف و رخ جانان است

عشق می‌ورزم اگر کفر و اگر ایمان است

یار یک بوسه ز شهد لبش از سوخته کان

گر به صد جان بفروشد به خریداران است

در فراق رخت احوال دل زار مپرس

خانه‌ای را که تو دیدی ز غمت ویران است

اشک و آهم به هم آمیخته از غم ساقی

کشتی باده بیاور که گه طوفان است

شعله از خرمن افلاک برآرد روزی

شرر آتش عشقی که مرا در جان است

مشکل این است که عشقت حذر از جان دارد

ور نه در عشق تو جان دادن من آسان است

زاهد از خرقه تزویر تو من بیزارم

عین کفر است مرا آنچه تو را ایمان است

من و تقوی و تو و رندی و مستی هیهات

این محال است و اگر گفته کسی بهتان است

راهرو را نبود دیر و حرم دام طریق

کفر و دین در بر مردان خدا یکسان است

نوبهار است و حریفان همه خندان چون گل

ساغر از عشق تو گه زار و گهی گریان است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰هر دم از تیر فلک زخم دلم تازه‌تر است
  2. شمارهٔ ۲۱امروز دیگرم سر سودای دیگر است
  3. شمارهٔ ۲۲سحرم نظر که افتد به جمال نازنینت
  4. شمارهٔ ۲۳سلطان عشق را سر تخت و کلاه نیست
  5. شمارهٔ ۲۴جانا جهان و هر چه در او است فانی است
  6. شمارهٔ ۲۵روزگاری شد که روزم تیره از هجران توست
  7. شمارهٔ ۲۶آزاد بنده‌ای که گرفتار بند توست
  8. شمارهٔ ۲۷جز عارض جانان به نظر جلوه‌گری نیست
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.