پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۶

آزاد بنده‌ای که گرفتار بند توست

فرخنده طایری که اسیر کمند توست

خرم دلی که خاک بود در هوای تو

فرخ سری که در کف پای سمند توست

تنها نه من به حلقه زلفت شدم اسیر

عالم تمام بسته مشکین کمند توست

ای بی‌وفا طبیب خدا را عنایتی

آخر دل شکسته من دردمند توست

شیرینی شکر بودم تلخ تر ز زهر

تا شربتم ز شهد لب نوش‌خند توست

راضی‌ست گر دلت به نثار محقری

اینک مراست جان و دلی گر پسند توست

ساغر علاج درد تو گویم به فصل گل

داروی می به طرف چمن سودمند توست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸بازآمدم که خیمه زنم در پناه دوست
  2. شمارهٔ ۲۹ساقی بیا که فصل بهار و گل و مل است
  3. شمارهٔ ۳۰در نهان‌خانه عشقت دل و جان این همه نیست
  4. شمارهٔ ۳۱به من یار بی‌مهر و غم مهربان است
  5. شمارهٔ ۳۲چه شوری‌ست یا رب که با ساربان است
  6. شمارهٔ ۳۳گه معتکف به کعبه‌ام و گه به سومنات
  7. شمارهٔ ۳۴بر من این منزل ویرانه عبث بود عبث
  8. شمارهٔ ۳۵اشترقت فی القلب نور العشق نارا کالسراج
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.