پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۹

ساقی بیا که فصل بهار و گل و مل است

هنگام شورش گل و غوغای بلبل است

می در پیاله ریز به شادی روی یار

شادی روی یار که نازک‌تر از گل است

قد بلند یار خرامان صنوبر است

زلف نگار دسته پیچنده سنبل است

هنگام صبح و گاه صبوح است ساقیا

برخیز و می بده که نه وقت تغافل است

پیر مغان صلا زده بر می‌کشان شهر

در شهر از شرافت می شور و غلغل است

برخیز در بهار چنین برگ عیش جان

از جام لاله جوی که چون ساغر مل است

جانا دگر امید خلاصی ز من مدار

من بسته کمند بلایم که کاکل است

خواهی به حسن شهره شوی پاس من بدار

ناچار ذکر گل رود آنجا که بلبل است

از هیچ ره به سختی عشقت علاج نیست

ور هست چاره بار غمت را تحمل است

عذر گناه و توبه ز کوتاه دیدگی‌ست

از بندگان خطا و ز ایزد تفضل است

از مردم زمانه دون دیده‌ بسته‌ام

چشم امیدم از کرم میر دلدل است

ساقی فدای دور تو ساغر ز دست رفت

تعجیل کن به باده نه جای تأمل است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱به من یار بی‌مهر و غم مهربان است
  2. شمارهٔ ۳۲چه شوری‌ست یا رب که با ساربان است
  3. شمارهٔ ۳۳گه معتکف به کعبه‌ام و گه به سومنات
  4. شمارهٔ ۳۴بر من این منزل ویرانه عبث بود عبث
  5. شمارهٔ ۳۵اشترقت فی القلب نور العشق نارا کالسراج
  6. شمارهٔ ۳۶یک جهان جان گفته نرخ بوسه را جانان خراج
  7. شمارهٔ ۳۷صوفی ببین دمیده صبح و دم صبوح
  8. شمارهٔ ۳۸شکست توبه‌ام از می بهار وقت صبوح
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.