پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۸

بازآمدم که خیمه زنم در پناه دوست

بر جسم و جان جلا دهم از جلوه‌گاه دوست

خواهی چو آفتاب دمد صبح دولتت

مهری گزین به طلعت روی چو ماه دوست

در کوی عشق زنده جاوید آن کسی‌ست

کز روی صدق جان بسپارد به راه دوست

یابم دوباره ذوق حیات ابد اگر

افتد پس از وفات به خاکم نگاه دوست

دورم من ای صبا تو به صد عجز بوسه زن

چون بگذری به خاک در بارگاه دوست

با خیل غمزه غارت صد ملک دل نمود

یا رب همیشه باد مظفر سپاه دوست

کید سپهر و خصمی دشمن چه می‌کند

ما را که جسته‌ایم امان در پناه دوست

از گردش زمانه ملولیم ساقیا

دوری به یاد گردش چشم سیاه دوست

روشن‌تر آفتابی اگر خواهد آسمان

یک ذره خاک بخشمش از جلوه‌گاه دوست

بزم شراب و جمله حریفان ز باده مست

مست است ساغر از نگه گاه گاه دوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰در نهان‌خانه عشقت دل و جان این همه نیست
  2. شمارهٔ ۳۱به من یار بی‌مهر و غم مهربان است
  3. شمارهٔ ۳۲چه شوری‌ست یا رب که با ساربان است
  4. شمارهٔ ۳۳گه معتکف به کعبه‌ام و گه به سومنات
  5. شمارهٔ ۳۴بر من این منزل ویرانه عبث بود عبث
  6. شمارهٔ ۳۵اشترقت فی القلب نور العشق نارا کالسراج
  7. شمارهٔ ۳۶یک جهان جان گفته نرخ بوسه را جانان خراج
  8. شمارهٔ ۳۷صوفی ببین دمیده صبح و دم صبوح
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.