پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۵

روزگاری شد که روزم تیره از هجران توست

روزگارم تیره‌تر از زلف مشک‌افشان توست

ای که دل‌های اسیران در خم چوگان توست

سروران را سر چو گوی افتاده در میدان توست

یکدم ای غارتگر جان فارغ از یغما مباش

سر به سر ملک وجودم عرصه جولان توست

مرد را از هر غم دنیا که پیش آید چه غم

غم که مردانداز باشد درد بی‌درمان توست

وادی عشقت نه با پای هوس پیمودنی‌ست

ای بسا گم‌گشته در صحرای بی‌پایان توست

یوسفی در روزگاری از عزیزی شد اسیر

چون عزیزی صد چو یوسف خفته در زندان توست

وه چه دارایی به ملک مستی ای سلطان عشق

هر که هر نعمت که دارد خورده ریز خوان توست

می‌کشی یا می‌نوازی از ستم یا از کرم

عاشقان را یک سره سر بر خط فرمان توست

خرقه تزویر و تقوی بر مریدان عرضه دار

ما که می‌دانیم زاهد آنچه در انبان توست

ساقیا دریاب ساغر را به یک جام شراب

در خرابات مغان عمری‌ست سرگردان توست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷جز عارض جانان به نظر جلوه‌گری نیست
  2. شمارهٔ ۲۸بازآمدم که خیمه زنم در پناه دوست
  3. شمارهٔ ۲۹ساقی بیا که فصل بهار و گل و مل است
  4. شمارهٔ ۳۰در نهان‌خانه عشقت دل و جان این همه نیست
  5. شمارهٔ ۳۱به من یار بی‌مهر و غم مهربان است
  6. شمارهٔ ۳۲چه شوری‌ست یا رب که با ساربان است
  7. شمارهٔ ۳۳گه معتکف به کعبه‌ام و گه به سومنات
  8. شمارهٔ ۳۴بر من این منزل ویرانه عبث بود عبث
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.