پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۴

جانا جهان و هر چه در او است فانی است

جز زندگی عشق که او جاودانی است

عشق است عمر باقی و عشق زندگی‌ست

از مرگ بدتر است مگو زندگانی است

از درک عقل دور بود رمز عاشقی

سر مست عشق آگه از این نکته‌دانی است

خرم اسیر عشق که در کنج عاشقی

آسوده دل ز قید غم و شادمانی است

زاهد تو دور شو که به خلوت‌سرای دل

رند خراب محرم راز نهانی است

می خور در این زمانه و یاری ز کس مخواه

بهتر ز جام باده کجا یار جانی است

بسیار دیده‌ایم و بسی آزموده‌ایم

دنیا نه جای دلخوشی و کامرانی است

با دور جام و سیر گل ارغوان چه کار

آن را که چهره از می عشق ارغوانی است

ناصح خموش باش چو آگه نه‌ای ز کار

کاین حکم عشق و مستی ما آسمانی است

بگذر ز نیک‌نامی و از خود نشان مخواه

در کوی عشق نام و نشان بی‌نشانی است

ساغر به کوی میکده از دست می‌فروش

جامی بزن که حاصل دور جوانی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶آزاد بنده‌ای که گرفتار بند توست
  2. شمارهٔ ۲۷جز عارض جانان به نظر جلوه‌گری نیست
  3. شمارهٔ ۲۸بازآمدم که خیمه زنم در پناه دوست
  4. شمارهٔ ۲۹ساقی بیا که فصل بهار و گل و مل است
  5. شمارهٔ ۳۰در نهان‌خانه عشقت دل و جان این همه نیست
  6. شمارهٔ ۳۱به من یار بی‌مهر و غم مهربان است
  7. شمارهٔ ۳۲چه شوری‌ست یا رب که با ساربان است
  8. شمارهٔ ۳۳گه معتکف به کعبه‌ام و گه به سومنات
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.