پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۹

ای دریغا که مرا عمر به افسانه گذشت

صبح در فکر می و شام به میخانه گذشت

خبر از دوست نپرسیدم و اوقات عزیز

همه در صحبت بیهوده بیگانه گذشت

مرد حق را غم دنیا نبود دام طریق

مرغ در دام کی افتاد چو از دانه گذشت

از سر هر مرحله پر خطر وادی عشق

عاقل اندیشه همی‌کرد که دیوانه گذشت

ای خوش آن عمر که در کوی خرابات مغان

با می و مطرب و ساقی و پیمانه گذشت

بگذر از روز قیامت که مرا یوم حساب

روزگاری است که دور از رخ جانانه گذشت

شمع رخساره برافروز که از آتش عشق

من بسوزم پس از این نوبت پروانه گذشت

گر به یغمای دلم خیل غمت تاخت چه غم

لشکری بود که از منزل ویرانه گذشت

یک سر از بیخ بیانداخت و ز بنیاد بکند

در غمت سیل سرشکم که به هر خانه گذشت

چه غم از آفت برق ستم و باد خزان

بلبلی را که ز خار و خس کاشانه گذشت

بالله این دامگه حادثه دامن‌گیر است

مرد آن است کز این مرحله مردانه گذشت

لاف سرمستی و عشق است که مستانه زند

ساغر امروز مگر بر در میخانه گذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱امروز دیگرم سر سودای دیگر است
  2. شمارهٔ ۲۲سحرم نظر که افتد به جمال نازنینت
  3. شمارهٔ ۲۳سلطان عشق را سر تخت و کلاه نیست
  4. شمارهٔ ۲۴جانا جهان و هر چه در او است فانی است
  5. شمارهٔ ۲۵روزگاری شد که روزم تیره از هجران توست
  6. شمارهٔ ۲۶آزاد بنده‌ای که گرفتار بند توست
  7. شمارهٔ ۲۷جز عارض جانان به نظر جلوه‌گری نیست
  8. شمارهٔ ۲۸بازآمدم که خیمه زنم در پناه دوست
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.