پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۵

ساقی بده ز ساغر زرین شراب را

در دور مه به جلوه درآر آفتاب را

ساغر به دست گیر و بکش خنجر از نیام

بگشا در کرشمه و ناز و عتاب را

ساقی بیا و مجمره روشن ز عود کن

مطرب بیار بربت و چنگ و رباب را

در پرده سوخت شوق رخش جان عالمی

آه از دمی که افکند از رخ نقاب را

غافل گذشت از برم ابر کرم مگر

رحمی به تشنگان نبود این سحاب را

آن دم که عکس عارض ساقی به می فتاد

ساغر به دل گشود در اضطراب را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷دلی به دام بلای تو مبتلاست مرا
  2. شمارهٔ ۸خدا را تا به کی در سینه دارم درد پنهان را
  3. شمارهٔ ۹به عشقت شد مرا راز دل از اشک نهان پیدا
  4. شمارهٔ ۱۰دی آمدم به کوی تو دیدم رقیب را
  5. شمارهٔ ۱۱این شه‌سوار کیست که آید به فر و زیب
  6. شمارهٔ ۱۲زهی ز تابش حسن تو مهر و مه در تاب
  7. شمارهٔ ۱۳هر مشکلی که روی دهد مستی توان شکیب
  8. شمارهٔ ۱۴کنون که فصل بهار است وصل یار طلب
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.