پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۴

ساغر ز یمن پیرمغان زد پیاله را

زد بر پیاله طاعت هفتاد ساله را

جام مراد قسمت هر باده‌خوار نیست

کمتر سزاست حوصله این نواله را

در عاشقی بسوز و به خون جگر بساز

تغییر کس نداد ز قیمت حواله را

ما درس خود به مکتب ایجاد خوانده‌ایم

گوید فقیه بیهوده چندین رساله را

دانی که سوز عشق چه خون در جگر کند

گر بنگری به طرف چمن داغ لاله را

گر عشق خود نبود نواسنج عاشقی

بر عندلیب باغ که آموخت ناله را

خوی برعذار نازک آن نازنین پسر

بینی چنان که بر ورق لاله ژاله را

با محتسب بگوی که در کوی میفروش

ساغر ز یمن پیرمغان زد پیاله را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶طومار عمر چند کنم سال و ماه را
  2. شمارهٔ ۷دلی به دام بلای تو مبتلاست مرا
  3. شمارهٔ ۸خدا را تا به کی در سینه دارم درد پنهان را
  4. شمارهٔ ۹به عشقت شد مرا راز دل از اشک نهان پیدا
  5. شمارهٔ ۱۰دی آمدم به کوی تو دیدم رقیب را
  6. شمارهٔ ۱۱این شه‌سوار کیست که آید به فر و زیب
  7. شمارهٔ ۱۲زهی ز تابش حسن تو مهر و مه در تاب
  8. شمارهٔ ۱۳هر مشکلی که روی دهد مستی توان شکیب
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.