پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۰

دی آمدم به کوی تو دیدم رقیب را

رشکم ز کف گرفت عنان شکیب را

خون ریختن به کعبه نبودی اگر حرام را

می‌ریختم به کوی تو خون رقیب را

صد سامری به یک نظر از راه می‌برند

من دیدم آن دو نرگس جادوفریب را

دردی‌ست درد من که مداوا نمی‌شود

کمتر دهید زحمت بیجا طبیب را

ما غصه‌های تیره شب هجر دیده‌ایم

بر ما مگوی قصه روز حسیب را

آن کس که داد بر تو جمال و کمال حسن

دیوانه ساخت این دل محنت‌نصیب را

دهقان به طرق باغ چو بنشاند گلبنی

آموخت عشق‌ورزی گل عندلیب را

خشت و گلی ز دیر و حرم در میان نبود

مومن گرفت سبحه و کافر صلیب را

بیهوده ره‌نورد مشو در طریق عشق

از راه‌رو بپرس فراز و نشیب را

ساغر طریق عشق نکویان گرفت و رفت

نشنید قول ناصح و پند ادیب را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲زهی ز تابش حسن تو مهر و مه در تاب
  2. شمارهٔ ۱۳هر مشکلی که روی دهد مستی توان شکیب
  3. شمارهٔ ۱۴کنون که فصل بهار است وصل یار طلب
  4. شمارهٔ ۱۵دل که مایل به جفای تو نباشد دل نیست
  5. شمارهٔ ۱۶رهرو عشق مگر سالک آگاهی نیست
  6. شمارهٔ ۱۷خادم میخانه‌ام مرید خرابات
  7. شمارهٔ ۱۸شورش عشق چو از زلف و رخ جانان است
  8. شمارهٔ ۱۹ای دریغا که مرا عمر به افسانه گذشت
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.