پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۲

ساقی بیار باده که افتاده‌ایم ما

افتاده‌ایم و منتظر باده‌ایم ما

بنیاد ما نه عشق تو امروز می‌کنند

بس خانمان به باد فنا داده‌ایم ما

دوریم از مشایخ و رنگ و ریایشان

از نقش ساده وز همه آزاده‌ایم ما

رندیم و باده‌خوار و گرفتار عشق یار

فارغ ز قید مسجد و سجاده‌ایم ما

محکم بنا که سیل فنایش نمی‌کند

بنیاد عاشقی‌ست که بنهاده‌ایم ما

آهی کشیده‌ایم سحرگه ز سوز دل

دودی به سوی چرخ فرستاده‌ایم ما

باز آ که منتظر به رهت نقد جان به کف

بهر نثار مقدمت ایستاده‌ایم ما

یا رب ز هر چه جز تو بود چشم بسته‌ایم

دست امید سودی تو بگشاده‌ایم ما

آخر کنند از گل ما ساغر و سبو

کاول ز خاک میکده‌ها زاده‌ایم ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴ساغر ز یمن پیرمغان زد پیاله را
  2. شمارهٔ ۵ساقی بده ز ساغر زرین شراب را
  3. شمارهٔ ۶طومار عمر چند کنم سال و ماه را
  4. شمارهٔ ۷دلی به دام بلای تو مبتلاست مرا
  5. شمارهٔ ۸خدا را تا به کی در سینه دارم درد پنهان را
  6. شمارهٔ ۹به عشقت شد مرا راز دل از اشک نهان پیدا
  7. شمارهٔ ۱۰دی آمدم به کوی تو دیدم رقیب را
  8. شمارهٔ ۱۱این شه‌سوار کیست که آید به فر و زیب
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.