پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸

درد عشق از تندرستی خوشتر است

ملک درویشی ز هستی خوشتر است

عقل بهتر می‌نهند از کائنات

عارفان گویند مستی خوشتر است

خودپرستی خیزد از دنیا و جاه

نیستی و حق پرستی خوشتر است

چون گرانباران به سختی می‌روند

هم سبکباری و چستی خوشتر است

سعدیا چون دولت و فرماندهی

می‌نماند، تنگدستی خوشتر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰فلک با بخت من دائم به کین است
  2. غزل شمارهٔ ۱۱آن را که جای نیست همه شهر جای اوست
  3. غزل شمارهٔ ۱۲آن به که چون منی نرسد در وصال دوست
  4. غزل شمارهٔ ۱۳به جهان خُرَّم از آنم که جهان خُرَّم از اوست
  5. غزل شمارهٔ ۱۴از جان برون نیامده جانانت آرزوست
  6. غزل شمارهٔ ۱۵هر که هر بامداد پیش کسیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۶خوشتر از دوران عشق ایام نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۷چون عیش گدایان به جهان سلطنتی نیست
همه‌ی غزلیات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.