پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

ملحقات و مفردات

شمارهٔ ۶

حالم از شرح غمت افسانه(ایست)

چشمم از عکس رخت بتخانه(ایست)

هر کجا بدگوهری در عا(لمست)

در کنار آنچنان دردانه(ایست)

بر امید زلف چون ز(نجیر تو)

ای بسا عاقل که چون (دیوانه‌ایست)

گفتم او را این چه زلفـ.........

گفت هان فی‌الجمله در.........

از لبش یک نکته‌ای.........

وز خمش یک قطره‌ای (پیمانه‌ایست)

با فروغ آفتاب حسـ(ـن او)

شمع گردون کمتر از (پروانه‌ایست)

نازنینا رخ چه می‌پو(شی ز من)

آخر این مسکین کم (از بیگانه‌ایست)

از بت آزر حکایت‌ها کنـ(ـند)

بت خود این است از.........

دل نه جای توست آخر چـ(ـون کنم)

در جهانم خود همین (ویرانه‌ایست)

این نه دل خوانند کیـ.........

این نه عشق است از.........

ادامه‌ی ملحقات و مفردات

  1. شمارهٔ ۸می‌روم با درد و حسرت از دیارت خیر باد
  2. شمارهٔ ۹ما ترک سر بگفتیم، تا دردسر نباشد
  3. شمارهٔ ۱۰بخت و دولت به برم زآب روان باز آمد
  4. شمارهٔ ۱۱رفت آن کم بر تو آبی بود
  5. شمارهٔ ۱۲یاد دارم که روزگاری بود
  6. شمارهٔ ۱۳ - خسرو من چون به بارگاه (برآید)خسرو من چون به بارگاه برآید
  7. شمارهٔ ۱۴باد بهاری وزید، از طرف مَرغزار
  8. شمارهٔ ۱۵ایا نسیم سحر بوی زلف یار بیار
همه‌ی ملحقات و مفردات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.