پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

ملحقات و مفردات

شمارهٔ ۵

چشم تو طلسم جاودانست

یا فتنهٔ آخرالزمانست

تا چشم بدی به زیر بنهد

دیگر به کرشمه در نهانست

ما را به کرشمه صید کردست

چشمت که چو چشم آهوانست

با لشکر غمزهٔ تو در شهر

( ... ) الامانست

پیکان خدنگ غمزهٔ تو

شک نیست که زهر بی‌کمانست

از لعل لب شکرفشانت

یک بوسه به صد هزار جانست

ارزان شده است بوسهٔ تو

ارزان چه بود که رایگانست

هستم همه ساله دست بر سر

چون پای فراق در میانست

گویند صبور باش سعدی

این کار به گفت دیگرانست

ادامه‌ی ملحقات و مفردات

  1. شمارهٔ ۷خستهٔ تیغ فراقم سخت مشتاقم به غایت
  2. شمارهٔ ۸می‌روم با درد و حسرت از دیارت خیر باد
  3. شمارهٔ ۹ما ترک سر بگفتیم، تا دردسر نباشد
  4. شمارهٔ ۱۰بخت و دولت به برم زآب روان باز آمد
  5. شمارهٔ ۱۱رفت آن کم بر تو آبی بود
  6. شمارهٔ ۱۲یاد دارم که روزگاری بود
  7. شمارهٔ ۱۳ - خسرو من چون به بارگاه (برآید)خسرو من چون به بارگاه برآید
  8. شمارهٔ ۱۴باد بهاری وزید، از طرف مَرغزار
همه‌ی ملحقات و مفردات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.