پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

ملحقات و مفردات

شمارهٔ ۸

می‌روم با درد و حسرت از دیارت خیر باد

می‌گذارم جان به خدمت یادگارت خیر باد

سر ز پیشت برنمی‌آرم ز دستور طلب

شرم می‌دارم ز روی گلعذارت خیر باد

هر کجا باشم دعا گویم همی بر دولتت

از خدا باد آفرین بر روزگارت خیر باد

گر دهد عمرم امان رویت ببینم عاقبت

ور بمیرم در غریبی ز انتظارت خیر باد

گر ز چین زلف تو بویی رسد بر خاک ما

زنده برخیزم ز بوی مشکبارت خیر باد

گر ز من یاد آوری بنویس آنجا قطعه‌ای

سعدیا آن گفته‌های آبدارت خیر باد

ادامه‌ی ملحقات و مفردات

  1. شمارهٔ ۱۰بخت و دولت به برم زآب روان باز آمد
  2. شمارهٔ ۱۱رفت آن کم بر تو آبی بود
  3. شمارهٔ ۱۲یاد دارم که روزگاری بود
  4. شمارهٔ ۱۳ - خسرو من چون به بارگاه (برآید)خسرو من چون به بارگاه برآید
  5. شمارهٔ ۱۴باد بهاری وزید، از طرف مَرغزار
  6. شمارهٔ ۱۵ایا نسیم سحر بوی زلف یار بیار
  7. شمارهٔ ۱۶اگر چه دل به کسی داد، جان ماست هنوز
  8. شمارهٔ ۱۷چه درد دلست اینچه من درفتادم
همه‌ی ملحقات و مفردات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.