پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

ملحقات و مفردات

شمارهٔ ۱۰

بخت و دولت به برم زآب روان باز آمد

وز سعادت به سرم سرو روان باز آمد

پیر بودم به وصال رخ خوبش همه روز

باز پیرانه سرم بخت جوان باز آمد

دوست باز آمد و دشمن برمید از پیشم

شکر نعمت که به تن جان گران باز آمد

مژدگانی بده ای دوست که محنت بگذشت

نعمت فتح و گشایش به زمان باز آمد

دولت آمد به بر و بخت و سعادت برسید

مشتری از سر شادی به کمان باز آمد

آفتاب کرم و ماه ضیا هم برسید

تاج اقبال و کرامت به عیان باز آمد

سعدیا تاج سعادت دگر از نو برسید

کان نگار شده چون آب روان باز آمد

ادامه‌ی ملحقات و مفردات

  1. شمارهٔ ۱۲یاد دارم که روزگاری بود
  2. شمارهٔ ۱۳ - خسرو من چون به بارگاه (برآید)خسرو من چون به بارگاه برآید
  3. شمارهٔ ۱۴باد بهاری وزید، از طرف مَرغزار
  4. شمارهٔ ۱۵ایا نسیم سحر بوی زلف یار بیار
  5. شمارهٔ ۱۶اگر چه دل به کسی داد، جان ماست هنوز
  6. شمارهٔ ۱۷چه درد دلست اینچه من درفتادم
  7. شمارهٔ ۱۸من از تو هیچ نبریدم که هستی یار دلبندم
  8. شمارهٔ ۱۹من این نامه که اکنون می‌نویسم
همه‌ی ملحقات و مفردات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.