پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

ملحقات و مفردات

شمارهٔ ۱۸

من از تو هیچ نبریدم که هستی یار دلبندم

تو را چون بنده‌ای گشتم به فرمانت کمر بندم

سواری چُست و چالاکی دلم بستی به فتراکی

خوشا و خرما آن دل که باشد صید دلبندم

بدین خوبی بدین پاکی که رویت.........

تو را از جمله بگزیدم به جز تو یار نپسندم

به امّیدت طربناکم به عشقت.........

گهی از ذوق می‌گریم گهی از شوق می‌خندم

بسی تلخی چشیدستم که رویت را بدیدستم

به گفتار و لبت جانا تویی شکر تویی قندم

به عشقت زار و حیرانم ز مدهوشی پریشانم

ز غیرت بیخ غیرت را ز دل یکبارگی کندم

نهال عشق ای دلبر به باغ دل.........

حدیث مهربانی را به گیتی زآن پراکندم

حدیث خویش بنوشتم چو آن گفتار( بشنفتم )

چو در دل مهر تو کشتم مبارک (باد پیوندم)

اگر چه نیست آرامم هنوزت عا(شق خامم)

بسوزان چون سپندم خوش به عشق.........

ایاز چاکرت گشتم به محمودی.........

به خود نزدیک گردانم چو خود را د.........

ادامه‌ی ملحقات و مفردات

  1. شمارهٔ ۲۰دیدی ای دل که دگر باره چه آمد پیشم
  2. شمارهٔ ۲۱بیا بیا که ز عشقت چنان پریشانم
  3. شمارهٔ ۲۲من خسته چون ندارم، نفسی قرار بی‌تو
  4. شمارهٔ ۲۳ای یار ناسامان من! از من چرا رنجیده‌ای؟
  5. شمارهٔ ۲۴چنان خوب رویی بدان دلربایی
  6. شمارهٔ ۲۵هر شبی با دلی و صد زاری
  7. شمارهٔ ۲۶ - ترکیب بنددر عهد تو ای نگار دلبند!
  8. شمارهٔ ۲۷می‌میرم و همچنان نظر بر چپ و راست
همه‌ی ملحقات و مفردات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.