پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

ملحقات و مفردات

شمارهٔ ۲۲

من خسته چون ندارم، نفسی قرار بی‌تو

به کدام دل صبوری، کنم ای نگار بی‌تو

ره صبر چون گزینم، من دل به باد داده

که به هیچ وجه جانم، نکند قرار بی‌تو

صنما به خاک پایت، که به کنج بیت احزان

به ضرورتم نشیند، نه به اختیار بی‌تو

اگرم به سوی دوزخ، ببرند باز خوش خوش

بروم ولی به جنت، نکنم گذار بی‌تو

سر باغ و بوستانم، به چه دل بود نگارا

که به چشم من جهان شد، همه زرنگار بی‌تو

نفسی به بوی وصلت، زدنم بهست جانا

که چنین بماند عمری، من دلفگار بی‌تو

تو گمان مبر که سعدی، به تو برگزید یاری

به سرت که نیست او را، سر هیچ یار بی‌تو

ادامه‌ی ملحقات و مفردات

  1. شمارهٔ ۲۴چنان خوب رویی بدان دلربایی
  2. شمارهٔ ۲۵هر شبی با دلی و صد زاری
  3. شمارهٔ ۲۶ - ترکیب بنددر عهد تو ای نگار دلبند!
  4. شمارهٔ ۲۷می‌میرم و همچنان نظر بر چپ و راست
  5. شمارهٔ ۲۸از روی نکو صبر نمی‌شاید کرد
  6. شمارهٔ ۲۹خفتی و به خفتنت پراکنده شدیم
  7. شمارهٔ ۳۰نقاب از بهر آن باشد که بربندند روی زشت
  8. شمارهٔ ۳۱می‌شنیدم به حسن چون قمری
همه‌ی ملحقات و مفردات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.