پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

ملحقات و مفردات

شمارهٔ ۲۴

چنان خوب رویی بدان دلربایی

دریغت نیاید به هر کس نمایی

مرا مصلحت نیست لیکن همان به

که در پرده باشی و بیرون نیایی

وفا را به عهد تو دشمن گرفتم

چو دیدم مرا فتنه تو بی‌وفایی

چنین دور از خویش و بیگانه گشتم

که افتاد با تو مرا آشنایی

اگر نه امید وصال تو بودی

ز دیده برون کردمی روشنایی

نیاید تو را هیچ غم بی‌دل من

کسی دید خود عید بی‌روستایی

من و غم ازین پس که دور از رخ تو

چه باشد اگر یک شبی پیشم آیی؟

ادامه‌ی ملحقات و مفردات

  1. شمارهٔ ۲۶ - ترکیب بنددر عهد تو ای نگار دلبند!
  2. شمارهٔ ۲۷می‌میرم و همچنان نظر بر چپ و راست
  3. شمارهٔ ۲۸از روی نکو صبر نمی‌شاید کرد
  4. شمارهٔ ۲۹خفتی و به خفتنت پراکنده شدیم
  5. شمارهٔ ۳۰نقاب از بهر آن باشد که بربندند روی زشت
  6. شمارهٔ ۳۱می‌شنیدم به حسن چون قمری
همه‌ی ملحقات و مفردات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.