پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

ملحقات و مفردات

شمارهٔ ۲۱

بیا بیا که ز عشقت چنان پریشانم

که می‌رود ز غمت بر زبان پریشانم

تو فارغ از من و من در غم تو (سرگردان)

بیا ببین که ز غم بر چه سان پریشانم

نه روی با تو نشستن نه رای (دل کندن)

من شکسته دل اندر میان پریشانم

نمی‌توان که به دست آورم کلاله تو

چو سنبل تو شب و روز از آن پریشانم

به هیچ نوع دل و دیده‌ام ز (من نبود)

ازان همیشه من از دستشان پریشانم

ز دست دیده ودل هیچ کس پریش نگشت

ازین بتر که من اندر جهان پریشانم

چگونه جمع شود خاطرم که (می‌آیی)

ز دست جور تو نامهربان پریشانم

ز عطر مجمر وصفت نیافتم بویی

ازان ز آتش دل چون دخان پریشانم

دلم به وعدهٔ وصل ار چه خوش کند سعدی

چو در فراق بوم همچنان پریشانم

ادامه‌ی ملحقات و مفردات

  1. شمارهٔ ۲۳ای یار ناسامان من! از من چرا رنجیده‌ای؟
  2. شمارهٔ ۲۴چنان خوب رویی بدان دلربایی
  3. شمارهٔ ۲۵هر شبی با دلی و صد زاری
  4. شمارهٔ ۲۶ - ترکیب بنددر عهد تو ای نگار دلبند!
  5. شمارهٔ ۲۷می‌میرم و همچنان نظر بر چپ و راست
  6. شمارهٔ ۲۸از روی نکو صبر نمی‌شاید کرد
  7. شمارهٔ ۲۹خفتی و به خفتنت پراکنده شدیم
  8. شمارهٔ ۳۰نقاب از بهر آن باشد که بربندند روی زشت
همه‌ی ملحقات و مفردات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.