پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

ملحقات و مفردات

شمارهٔ ۲۰

دیدی ای دل که دگر باره چه آمد پیشم

چه کنم با که بگویم چه خیال اندیشم؟

کاش بر من نرسیدی ستم عشق رخت

که فرو مانده به حال دل تنگ خویشم

دلبرا نازده در مار سر زلف تو دست

چه کند کژدم هجران تو چندین نیشم

همچو دف می‌خورم از دست جفای تو قفا

چنگ‌وار از غم هجران تو سر در پیشم

آبرویم چه بری آتش عشقم بنشان

کمتر از خاکم و بر باد مده زین بیشم

گر به جان ناز کنی گر نکنم در رویت

تا بدانی که توانگر دلم ار درویشم

دم به دم در دلم آید که دم کفر زنم

تا به جان فتنهٔ آن طرهٔ کافر کیشم

عقل دیوانه شد از سعدی دیوانه مزاج

با پریشانی از آن بر سر حال خویشم

ادامه‌ی ملحقات و مفردات

  1. شمارهٔ ۲۲من خسته چون ندارم، نفسی قرار بی‌تو
  2. شمارهٔ ۲۳ای یار ناسامان من! از من چرا رنجیده‌ای؟
  3. شمارهٔ ۲۴چنان خوب رویی بدان دلربایی
  4. شمارهٔ ۲۵هر شبی با دلی و صد زاری
  5. شمارهٔ ۲۶ - ترکیب بنددر عهد تو ای نگار دلبند!
  6. شمارهٔ ۲۷می‌میرم و همچنان نظر بر چپ و راست
  7. شمارهٔ ۲۸از روی نکو صبر نمی‌شاید کرد
  8. شمارهٔ ۲۹خفتی و به خفتنت پراکنده شدیم
همه‌ی ملحقات و مفردات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.