پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

ملحقات و مفردات

شمارهٔ ۱۴

باد بهاری وزید، از طرف مَرغزار

باز به گردون رسید، نالهٔ هر مُرغ‌ِ زار

سرو شد افراخته، کار چمن ساخته

نعره‌زنان فاخته، بر سر بید و چنار

گل به چمن در بر است، ماه مگر یا خور است

سرو به رقص اندرست، بر طرف جویبار

شاخ که با میوه‌هاست، سنگ به پا می‌خورد

بید مگر فارغ‌ست، از ستم نابکار

شیوهٔ نرگس ببین، نزد بنفشه نشین

سوسن رعنا گزین، زرد شقایق ببار

خیز و غنیمت شمار، جنبش باد ربیع

نالهٔ موزون مرغ، بوی خوش لاله‌زار

هر گل و برگی که هست، یاد خدا می‌کند

بلبل و قمری چه خواند؟ یاد خداوندگار

برگ درختان سبز، پیش خداوند هوش

هر ورقی دفتری‌ست، معرفت کردگار

وقت بهارست خیز، تا به تماشا رویم

تکیه بر ایام نیست، تا دگر آید بهار

بلبل دستان بخوان، مرغ خوش‌الحان بدان

طوطی شکرفشان، نقل به مجلس بیار

بر طرف کوه و دشت، روز طواف‌ست و گشت

وقت بهاران گذشت، گفتهٔ سعدی بیار

ادامه‌ی ملحقات و مفردات

  1. شمارهٔ ۱۶اگر چه دل به کسی داد، جان ماست هنوز
  2. شمارهٔ ۱۷چه درد دلست اینچه من درفتادم
  3. شمارهٔ ۱۸من از تو هیچ نبریدم که هستی یار دلبندم
  4. شمارهٔ ۱۹من این نامه که اکنون می‌نویسم
  5. شمارهٔ ۲۰دیدی ای دل که دگر باره چه آمد پیشم
  6. شمارهٔ ۲۱بیا بیا که ز عشقت چنان پریشانم
  7. شمارهٔ ۲۲من خسته چون ندارم، نفسی قرار بی‌تو
  8. شمارهٔ ۲۳ای یار ناسامان من! از من چرا رنجیده‌ای؟
همه‌ی ملحقات و مفردات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.