پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

ملحقات و مفردات

شمارهٔ ۱۵

ایا نسیم سحر بوی زلف یار بیار

قرار دل ز سر زلف بی‌قرار بیار

سلامی از من مسکین بدان صنوبر بر

پیامی از آن مهروی گلعذار بیار

حکایت از لب فرهاد ناتوان برسان

سلامی از من مسکین غمگسار بیار

نهان بگوی به آن دوستدار یکدل من

جواب بشنو و آنگه به آشکار بیار

دوای جان من و مرهم روان بویی

از آن دو زلف زره‌وار مشکبار بیار

بهار دیدهٔ من نیست جز که عکس رخش

تلطفی بکن و عکس آن بهار بیار

ز بهر روشنی چشم کز رخش دورست

غبار ازان طرف و گرد از آن دیار بیار

ز من درود فراوان ببر به دلبر من

به لطف مژده‌ای از وصل آن نگار بیار

من آن حدیث که گفتم نگاه دار و ببر

هر آن جواب که گوید به یاد دار و بیار

در انتظار تو سعدی همیشه می‌گوید

که ای نسیم سحر بوی زلف یار بیار

ادامه‌ی ملحقات و مفردات

  1. شمارهٔ ۱۷چه درد دلست اینچه من درفتادم
  2. شمارهٔ ۱۸من از تو هیچ نبریدم که هستی یار دلبندم
  3. شمارهٔ ۱۹من این نامه که اکنون می‌نویسم
  4. شمارهٔ ۲۰دیدی ای دل که دگر باره چه آمد پیشم
  5. شمارهٔ ۲۱بیا بیا که ز عشقت چنان پریشانم
  6. شمارهٔ ۲۲من خسته چون ندارم، نفسی قرار بی‌تو
  7. شمارهٔ ۲۳ای یار ناسامان من! از من چرا رنجیده‌ای؟
  8. شمارهٔ ۲۴چنان خوب رویی بدان دلربایی
همه‌ی ملحقات و مفردات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.