پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

ملحقات و مفردات

شمارهٔ ۱۳ - خسرو من چون به بارگاه (برآید)

خسرو من چون به بارگاه برآید

نعره و فریاد از سپاه برآید

عاشق صادق ز خان و مان بگریزد

مرد توانگر ز مال و جاه برآید

بر سر کویش نظاره کن که هزاران

یوسف مصری ز قعر چاه برآید

صبح چنان صادق است در طلب او

کز هوس روی او پگاه‌ برآید

صومعه داران چو........

از همگان وافضیحتاه برآید

غمزهٔ او مست و.........

هر که برون آید از (پناه) برآید

گر به مثل دیرتر ز خواب بخیزد

صبح در آن روز چاشتگاه برآید

آینه گر عکس او ز دور ببیند

از دل سنگش هزار آه برآید

مرده اگر یاد او کند به دل خاک

بر سر خاکش بسی گیاه برآید

صبر کن ای دل.........

کار برآید چو سال و ماه برآید

چون ز سرّ عشق او کنند گناهی

بوی عبادت از آن گناه برآید

ای دل سعدی نه.........

سجده کن آنجا که.........

ادامه‌ی ملحقات و مفردات

  1. شمارهٔ ۱۵ایا نسیم سحر بوی زلف یار بیار
  2. شمارهٔ ۱۶اگر چه دل به کسی داد، جان ماست هنوز
  3. شمارهٔ ۱۷چه درد دلست اینچه من درفتادم
  4. شمارهٔ ۱۸من از تو هیچ نبریدم که هستی یار دلبندم
  5. شمارهٔ ۱۹من این نامه که اکنون می‌نویسم
  6. شمارهٔ ۲۰دیدی ای دل که دگر باره چه آمد پیشم
  7. شمارهٔ ۲۱بیا بیا که ز عشقت چنان پریشانم
  8. شمارهٔ ۲۲من خسته چون ندارم، نفسی قرار بی‌تو
همه‌ی ملحقات و مفردات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.