پرش به محتوای اصلی
رضی‌الدین آرتیمانی رضی‌الدین آرتیمانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷

در خاطر آنشوخ مگر ناله اثر داشت

کامشب دلم از نالهٔ خود شوق دگر داشت

خوش بود سرائیدن بلبل به چمن لیک

خود بر سر دیوار غم آهنگ دگر داشت

هرگز نه من از کس، نه کس از من نشدی شاد

در خلقت من چرخ، رضی تا چه نظر داشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹تا از بر چشم آن جوان رفت
  2. غزل شمارهٔ ۲۰کنم از شام تا سحر فریاد
  3. غزل شمارهٔ ۲۱غم عشق تو ای حور پریزاد
  4. غزل شمارهٔ ۲۲یقین ما به خیال و گمان نمی‌گردد
  5. غزل شمارهٔ ۲۳کمر تا کی بخونم آن بت نامهربان بندد
  6. غزل شمارهٔ ۲۴سرم سودا دلم پروا ندارد
  7. غزل شمارهٔ ۲۵روی تو که رنگ از رخ گلهای چمن برد
  8. غزل شمارهٔ ۲۶نمیاید چو از دل بر زبان درد
همه‌ی غزلیات ←

رضی‌الدین آرتیمانی درباره‌ی رضی‌الدین آرتیمانی

میرزا محمد رضی معروف به میررضی آرتیمانی از شاعران و عارفان مشهور زمان صفویه است که در نیمه دوم قرن دهم هجری قمری در روستای آرتیمان از توابع تویسرکان به دنیا آمد. در ایام جوانی به همدان عزیمت و در آنجا مشغول تحصیل شد و در سلک شاگردان میرمرشد بروجردی درآمد. میررضی به علت شایستگی وافری که داشت زود مورد توجه شاه عباس صفوی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.