پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

چند قطعه

قطعهٔ ۲۴ - پند پیرانه

دوش چشمت به خواب غفلت بود

غافل از خویشتن، چو دوش مباش

چون شغالان به لانه‌ات تازند

کم ز مرغ ار نه‌ای، خموش مباش

می‌شوی سهم شعله، خار مشو

می‌شوی صید گربه، موش مباش

اهل هوشت دهند پند همی

غافل از پند اهل هوش مباش

حامی رنجبر اگر هستی

روز و شب، گرم عیش و نوش مباش

هرچه گردی، عدوپرست مگرد

هرچه هستی، وطن‌فروش مباش

ادامه‌ی چند قطعه

  1. قطعهٔ ۲۶ - دلدادگان من (اقتباس از ترانه‌های بیلیتس)چون که دلدادهٔ نخستم، دید
  2. قطعهٔ ۲۷ - آتشبی‌تو ای گل، در این شام تاری
  3. قطعهٔ ۲۸ - دخترک لاله‌فروشآن لاله‌نام لاله‌فروش، از دو زلف خود
  4. قطعهٔ ۲۹ - زاده آزادهبهر تو این خجسته‌کتاب آورد نشاط
  5. قطعهٔ ۳۰ - نگاه سخن گوگفتم: این چشم جاودانه تو
  6. قطعهٔ ۳۱ - پوشکینای پوشکین درود فرستم تو را درود
  7. قطعهٔ ۳۲ - دل مندرون کلبه تنگی شبانگاه
  8. قطعهٔ ۳۳ - بزم زهرهتو ای آتشین زهره کز تابناکی
همه‌ی چند قطعه ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.