پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

چند قطعه

قطعهٔ ۲۶ - دلدادگان من (اقتباس از ترانه‌های بیلیتس)

چون که دلدادهٔ نخستم، دید

ریخت در پای من، به دست امید

آتشین پاره‌های بی‌جاده

پربها رشته‌های مروارید

هریک از روشنی چو ماهی بود

زیب دیهیم پادشاهی بود

وآن دگر طرفه جامه‌ای پرداخت

بادپای هنر به میدان تاخت

در لطافتِ بهارِ حسنم گفت

وز جلالت قرین مهرم ساخت

چهرگان مرا، به جلوه‌گری

خواند رشکِ ستارهٔ سحری

خواستار سوم ز کَشّی و ناز

عافیت‌سوز بود و افسون‌ساز

آفت عقل بود و غارت هوش

آیت حسن بود و مایه ناز

دید چون قامت رسای مرا

خم شد و بوسه داد پای مرا

تو نه زر داری و نه زیور و زیب

نه سخن‌آفرینی و نه ادیب

نه تو را، چهره‌ای است لاله‌فروش

نه تو را منظری است دیده‌فریب

لیک یارم از این میانه تویی

ناوک عشق را نشانه تویی

ادامه‌ی چند قطعه

  1. قطعهٔ ۲۸ - دخترک لاله‌فروشآن لاله‌نام لاله‌فروش، از دو زلف خود
  2. قطعهٔ ۲۹ - زاده آزادهبهر تو این خجسته‌کتاب آورد نشاط
  3. قطعهٔ ۳۰ - نگاه سخن گوگفتم: این چشم جاودانه تو
  4. قطعهٔ ۳۱ - پوشکینای پوشکین درود فرستم تو را درود
  5. قطعهٔ ۳۲ - دل مندرون کلبه تنگی شبانگاه
  6. قطعهٔ ۳۳ - بزم زهرهتو ای آتشین زهره کز تابناکی
  7. قطعهٔ ۳۴ - پشیمانیدل تو را دادم چو دیدم روی تو
  8. قطعهٔ ۳۵ - نسیم گریزاناز فتنه پریشان نشود هر که پناهی
همه‌ی چند قطعه ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.