پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

چند قطعه

قطعهٔ ۲۷ - آتش

بی‌تو ای گل، در این شام تاری

دامنم پرگل از اشک و خون است

دیدگانم به شب‌زنده‌داری

خیره بر مجمری لاله‌گون است

من خموشم ز افسرده‌جانی

شعله سرگرم آتش‌زبانی

با من این آتش تند و سرکش

داستان‌ها سراید ز خویت

شعله زرد و لرزان آتش

ماند ای گل به زرینه‌مویت

زلف زرین تو شعله‌رنگ است

با دلم شعله‌آسا به جنگ است

رفتی از کلبه من به صحرا

لب فروبسته از گفت‌وگویی

بوی گل بودی و بوی گل را

باد هردم کشاند به سویی

امشب ای گل به کوی که رفتی؟

دامن‌افشان به سوی که رفتی؟

رفتی و از پس پرده اشک

محو رخساره آتشم من

گرچه سوزد دل از آتش رشک

با همه ناخوشی‌ها، خوشم من!

عشق بی‌گریه شوری ندارد

شمع افسرده نوری ندارد

در دل تنگ من آتش افروخت

عشق آتش‌فروزی که دارم

ناگهان همچو گل خواهدم سوخت

آتش سینه‌سوزی که دارم

سوزد از تاب غم پیکر من

تا چه سازد به خاکستر من

شمع غم با همه خانه‌سوزی

نور و گرمی دهد جان و تن را

هرکجا آتشی برفروزی

روشنایی دهد انجمن را

عشق هم آتشی جان‌گداز است

روشنی‌بخش اهل نیاز است

پیش آتش از آن ماه سرکش

شکوه راند زبان خموشم

وز دل گرم و سوزان آتش

حرف جان‌سوزی آید به گوشم

کای گرفتار آن آتشین‌روی

آتشین‌رو بود آتشین‌خوی

شکوه از سردی او چه رانی؟

کاین بود آخر کار آتش

قصه سوزش دل چه خوانی؟

سوزد آن کو شود یار آتش

گاه سرد است و گه آتشین است

خوی هر آتشین‌چهره این است

می‌گرایی چو آن گل به سردی

کم‌کم ای آتش نیم‌مرده

چون به یک‌باره خاموش گردی

وز تو ماند زغالی فسرده

گیرم آن را و طفلانه صدبار

نام آن گل، نویسم به دیوار

ادامه‌ی چند قطعه

  1. قطعهٔ ۲۹ - زاده آزادهبهر تو این خجسته‌کتاب آورد نشاط
  2. قطعهٔ ۳۰ - نگاه سخن گوگفتم: این چشم جاودانه تو
  3. قطعهٔ ۳۱ - پوشکینای پوشکین درود فرستم تو را درود
  4. قطعهٔ ۳۲ - دل مندرون کلبه تنگی شبانگاه
  5. قطعهٔ ۳۳ - بزم زهرهتو ای آتشین زهره کز تابناکی
  6. قطعهٔ ۳۴ - پشیمانیدل تو را دادم چو دیدم روی تو
  7. قطعهٔ ۳۵ - نسیم گریزاناز فتنه پریشان نشود هر که پناهی
  8. قطعهٔ ۳۶ - گوهر یکتافتاد گوهر یکتای من به دست رقیب
همه‌ی چند قطعه ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.