پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

چند قطعه

قطعهٔ ۳۶ - گوهر یکتا

فتاد گوهر یکتای من به دست رقیب

اگرچه از صدف سینه خانه ساختمش

فریب داد مرا دل‌فریب من ای کاش

که می‌شناختمش یا نمی‌شناختمش

ادامه‌ی چند قطعه

  1. قطعهٔ ۳۸ - پند روزگاردوران روزگار دهد پند مرد را
  2. قطعهٔ ۳۹ - موی سپیدموی سپید، آیت پیری است در جهان
  3. قطعهٔ ۴۰ - نغمه فتحای دلیران تیغ خونبار از میان باید گرفت
  4. قطعهٔ ۴۱ - عشق وطنسیل آشوب، روان گشت به کاشانه ما
  5. قطعهٔ ۴۲ - باغبان ملکای باغبان طرفه که خواهی به دست عدل
  6. قطعهٔ ۴۳ - رشک جنانبعد از این دشت و دمن رشک جنان خواهد شد
  7. قطعهٔ ۴۴ - نیش و نوشچون مساعد نیست ساعد بهر نفط
  8. قطعهٔ ۴۵ - کالای بی‌بهاسراینده‌ای، پیش داننده‌ای
همه‌ی چند قطعه ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.