پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

چند قطعه

قطعهٔ ۴۰ - نغمه فتح

ای دلیران تیغ خونبار از میان باید گرفت

انتقام خون آذربایجان باید گرفت

خصم اگر بر آسمان یابد گذر مریخ‌وار

ره چو مهر تیغ‌زن، بر آسمان باید گرفت

روبهان از بیم جان رفتند در سوراخ‌ها

هان پی کیفر، گلوی روبهان باید گرفت

خانمان خلق را گر سفله‌ای بر باد داد

کینه از آن سفله بی‌خانمان باید گرفت

گاه بر خوان طرب، شکر نعم باید نمود

گاه از خون عدو رطل گران باید گرفت

ادامه‌ی چند قطعه

  1. قطعهٔ ۴۲ - باغبان ملکای باغبان طرفه که خواهی به دست عدل
  2. قطعهٔ ۴۳ - رشک جنانبعد از این دشت و دمن رشک جنان خواهد شد
  3. قطعهٔ ۴۴ - نیش و نوشچون مساعد نیست ساعد بهر نفط
  4. قطعهٔ ۴۵ - کالای بی‌بهاسراینده‌ای، پیش داننده‌ای
  5. قطعهٔ ۴۶حمید، تازه‌جوان و شکفته‌رو شده است
  6. قطعهٔ ۴۷بهر گشایش پل دختر وزیر راه
  7. قطعهٔ ۴۸ - جانانه دشتیمستیم و خرابیم ز پیمانه دشتی
  8. قطعهٔ ۴۹ - باور مکنمار اگر گوید که مورم، بشنو و باور مکن
همه‌ی چند قطعه ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.