پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

چند قطعه

قطعهٔ ۴۸ - جانانه دشتی

مستیم و خرابیم ز پیمانه دشتی

ای بی‌خبر از باده مستانه دشتی

چون زمزمه رود و چو آوای شباهنگ

افسونگر دل‌ها بود افسانه دشتی

زان باده صافی که دهد مستی جاوید

لبریز چو میخانه بود خانه دشتی

او فتنه زیبایی و دیوانه عشق است

صاحب‌نظران فتنه و دیوانه دشتی

جانانه او نیست به جز خواجه شیراز

ای جان جهان برخی جانانه دشتی

از باده بود مستی رندان و رهی را

سرمست کند گفته رندانه دشتی

ادامه‌ی چند قطعه

  1. قطعهٔ ۵۰ - رنج بیهودهخائنین اهل وطن را مایه دردسرند
  2. قطعهٔ ۵۱ - وطنزنده باد آن کس که هست از جان هوادار وطن
  3. قطعهٔ ۵۲ - شور وطنهرکه را بر سر ز سودای وطن افسر بود
  4. قطعهٔ ۵۳ - جمال‌پرستنه من پرستش روی نکو نمایم و بس
همه‌ی چند قطعه ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.