پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

چند قطعه

قطعهٔ ۵۰ - رنج بیهوده

خائنین اهل وطن را مایه دردسرند

جمله همچون خار گل باشند و خار بسترند

گوش‌ها را در زمان حق شنیدن پنبه‌اند

چشم‌ها را در مقام راه دیدن نشترند

همچو رهزن هرکه را یابند دور از قافله

از تنش سر می‌برند، از کیسه‌اش زر می‌برند

بی‌جهت بازیچه اغراض اینان گشته‌اند

ساده‌لوحانی که هم خوش‌بین و هم خوش‌باورند

تا که دفع شرشان از بهر ما مشکل شود

دشمنان ما، عموما دوست با یکدیگرند

تا که هی گردد دل دزدان غارتگر قوی

این جماعت حامی هر دزد و هر غارتگرند

محو استقلال این کشور بود امری محال

دشمنان ما درین ره رنج بی‌خود می‌برند

ادامه‌ی چند قطعه

  1. قطعهٔ ۵۲ - شور وطنهرکه را بر سر ز سودای وطن افسر بود
  2. قطعهٔ ۵۳ - جمال‌پرستنه من پرستش روی نکو نمایم و بس
همه‌ی چند قطعه ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.