پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

چند قطعه

قطعهٔ ۵۱ - وطن

زنده باد آن کس که هست از جان هوادار وطن

هم وطن غمخوار او هم اوست غمخوار وطن

دکتری فهمیده باید دست در درمان زند

تا ز نو بهبود یابد حال بیمار وطن

هرکه دور از میهن خود در دیار غربت است

از برایش سرمه چشم است دیدار وطن

تا خس و خار خیانت را نسازی ریشه کن

کی مصفا می‌شود بهر تو گلزار وطن

پیکر مام وطن دانی چرا خم گشته است

زان که مشتی اجنبی‌خواه‌اند، سربار وطن

به که در فکر وطن باشیم و فکر کار او

پیش از آن کز دست‌ها بیرون رود کار وطن

ادامه‌ی چند قطعه

  1. قطعهٔ ۵۳ - جمال‌پرستنه من پرستش روی نکو نمایم و بس
همه‌ی چند قطعه ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.