پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

چند قطعه

قطعهٔ ۳۹ - موی سپید

موی سپید، آیت پیری است در جهان

گوش تو از سپیدی مو شکوه‌ها شنید

لیکن سیاه‌روزی من بین که بر سرم

مویی به جا نماند که پیری کند سپید

ادامه‌ی چند قطعه

  1. قطعهٔ ۴۱ - عشق وطنسیل آشوب، روان گشت به کاشانه ما
  2. قطعهٔ ۴۲ - باغبان ملکای باغبان طرفه که خواهی به دست عدل
  3. قطعهٔ ۴۳ - رشک جنانبعد از این دشت و دمن رشک جنان خواهد شد
  4. قطعهٔ ۴۴ - نیش و نوشچون مساعد نیست ساعد بهر نفط
  5. قطعهٔ ۴۵ - کالای بی‌بهاسراینده‌ای، پیش داننده‌ای
  6. قطعهٔ ۴۶حمید، تازه‌جوان و شکفته‌رو شده است
  7. قطعهٔ ۴۷بهر گشایش پل دختر وزیر راه
  8. قطعهٔ ۴۸ - جانانه دشتیمستیم و خرابیم ز پیمانه دشتی
همه‌ی چند قطعه ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.