پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

چند قطعه

قطعهٔ ۴۵ - کالای بی‌بها

سراینده‌ای، پیش داننده‌ای

فغان کرد از جور خونخواره دزد

که از نظم و نثرم، دو گنجینه بود

ربود از سرایم ستمکاره دزد

بنالید مسکین: که بیچاره من

بخندید دانا: که بیچاره دزد!

ادامه‌ی چند قطعه

  1. قطعهٔ ۴۷بهر گشایش پل دختر وزیر راه
  2. قطعهٔ ۴۸ - جانانه دشتیمستیم و خرابیم ز پیمانه دشتی
  3. قطعهٔ ۴۹ - باور مکنمار اگر گوید که مورم، بشنو و باور مکن
  4. قطعهٔ ۵۰ - رنج بیهودهخائنین اهل وطن را مایه دردسرند
  5. قطعهٔ ۵۱ - وطنزنده باد آن کس که هست از جان هوادار وطن
  6. قطعهٔ ۵۲ - شور وطنهرکه را بر سر ز سودای وطن افسر بود
  7. قطعهٔ ۵۳ - جمال‌پرستنه من پرستش روی نکو نمایم و بس
همه‌ی چند قطعه ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.