پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

چند قطعه

قطعهٔ ۳۸ - پند روزگار

دوران روزگار دهد پند مرد را

لیکن دمی که تیره شود روزگار او

دردا و حسرتا! که رسد مردم جوان

روزی به تجربت که نیاید به کار او

ادامه‌ی چند قطعه

  1. قطعهٔ ۴۰ - نغمه فتحای دلیران تیغ خونبار از میان باید گرفت
  2. قطعهٔ ۴۱ - عشق وطنسیل آشوب، روان گشت به کاشانه ما
  3. قطعهٔ ۴۲ - باغبان ملکای باغبان طرفه که خواهی به دست عدل
  4. قطعهٔ ۴۳ - رشک جنانبعد از این دشت و دمن رشک جنان خواهد شد
  5. قطعهٔ ۴۴ - نیش و نوشچون مساعد نیست ساعد بهر نفط
  6. قطعهٔ ۴۵ - کالای بی‌بهاسراینده‌ای، پیش داننده‌ای
  7. قطعهٔ ۴۶حمید، تازه‌جوان و شکفته‌رو شده است
  8. قطعهٔ ۴۷بهر گشایش پل دختر وزیر راه
همه‌ی چند قطعه ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.