پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

چند قطعه

قطعهٔ ۳۱ - پوشکین

ای پوشکین درود فرستم تو را درود

وز اهل دل پیام رسانم تو را پیام

آثار تو خجسته بود ای خجسته‌مرد

اشعار تو ستوده بود ای ستوده‌نام

بستی میان به خدمت مردم، ز روی مهر

زان رو که لوح سینه‌ات از کینه پاک بود

افسانه‌ات چو نغمه شادی امیدبخش

اندیشه‌ات چو مهر فلک تابناک بود

گفتی سخن ز سعدی آثار وی از آنک

گوهرشناس بود، دل تابناک تو

وینک ز مهد نظم وز اقلیم شاعران

آمد رهی، که لاله فشاند به خاک تو

هستی میان ما ز هنرهای خود پدید

گر ظاهرا پدید نه‌ای در میان ما

نام تو جاودان بود ای شاعر بزرگ

چونان که نام سعدی شیرین‌زبان ما

آزاده‌خوی بودی و آزاد زیستی

جان باختی که برفکنی رسم بندگی

مردی، ولیک نام شریف تو زنده ماند

مردن به راه خلق بود شرط زندگی

گفتی سخن ز سعدی و شهر و دیار او

با آنکه دور بود ز شهر و دیار تو

وینک رهی ز جانب سعدی پارسی

افشان کند شکوفه و گل بر مزار تو

ادامه‌ی چند قطعه

  1. قطعهٔ ۳۳ - بزم زهرهتو ای آتشین زهره کز تابناکی
  2. قطعهٔ ۳۴ - پشیمانیدل تو را دادم چو دیدم روی تو
  3. قطعهٔ ۳۵ - نسیم گریزاناز فتنه پریشان نشود هر که پناهی
  4. قطعهٔ ۳۶ - گوهر یکتافتاد گوهر یکتای من به دست رقیب
  5. قطعهٔ ۳۷ - احترام پدرمباش جان پدر غافل از مقام پدر
  6. قطعهٔ ۳۸ - پند روزگاردوران روزگار دهد پند مرد را
  7. قطعهٔ ۳۹ - موی سپیدموی سپید، آیت پیری است در جهان
  8. قطعهٔ ۴۰ - نغمه فتحای دلیران تیغ خونبار از میان باید گرفت
همه‌ی چند قطعه ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.