پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

چند قطعه

قطعهٔ ۳۴ - پشیمانی

دل تو را دادم چو دیدم روی تو

کز همه خوبان پسندیدم تو را

دل‌فریبان جهان را یک به یک

دیدم و از جمله بگزیدم تو را

گر جفا راندی نکردم شکوه‌ای

ور خطا کردی نپرسیدم تو را

خون من خوردی و بخشودم گنه

جان طلب کردی و بخشیدم تو را

رفتی و آخر شکستی عهد خویش

کاش از اول نمی‌دیدم تو را

ادامه‌ی چند قطعه

  1. قطعهٔ ۳۶ - گوهر یکتافتاد گوهر یکتای من به دست رقیب
  2. قطعهٔ ۳۷ - احترام پدرمباش جان پدر غافل از مقام پدر
  3. قطعهٔ ۳۸ - پند روزگاردوران روزگار دهد پند مرد را
  4. قطعهٔ ۳۹ - موی سپیدموی سپید، آیت پیری است در جهان
  5. قطعهٔ ۴۰ - نغمه فتحای دلیران تیغ خونبار از میان باید گرفت
  6. قطعهٔ ۴۱ - عشق وطنسیل آشوب، روان گشت به کاشانه ما
  7. قطعهٔ ۴۲ - باغبان ملکای باغبان طرفه که خواهی به دست عدل
  8. قطعهٔ ۴۳ - رشک جنانبعد از این دشت و دمن رشک جنان خواهد شد
همه‌ی چند قطعه ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.