پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

چند قطعه

قطعهٔ ۲۸ - دخترک لاله‌فروش

آن لاله‌نام لاله‌فروش، از دو زلف خود

بر ماه و زهره غالیه‌پوشی کند همی

بی‌زر چو پا نهی به دکانش کند خروش

ور زر دهی چو غنچه خموشی کند همی

گر خویشتن به سیم فروشد عجب مدار

کان سیم‌چهره (لاله) فروشی کند همی

ادامه‌ی چند قطعه

  1. قطعهٔ ۳۰ - نگاه سخن گوگفتم: این چشم جاودانه تو
  2. قطعهٔ ۳۱ - پوشکینای پوشکین درود فرستم تو را درود
  3. قطعهٔ ۳۲ - دل مندرون کلبه تنگی شبانگاه
  4. قطعهٔ ۳۳ - بزم زهرهتو ای آتشین زهره کز تابناکی
  5. قطعهٔ ۳۴ - پشیمانیدل تو را دادم چو دیدم روی تو
  6. قطعهٔ ۳۵ - نسیم گریزاناز فتنه پریشان نشود هر که پناهی
  7. قطعهٔ ۳۶ - گوهر یکتافتاد گوهر یکتای من به دست رقیب
  8. قطعهٔ ۳۷ - احترام پدرمباش جان پدر غافل از مقام پدر
همه‌ی چند قطعه ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.