پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

چند قطعه

قطعهٔ ۲۲ - فتنه آذربایجان

فغان که آتش کین آشیانِ ما را سوخت

به غیر ناله نخیزد نوایی از دهنی

گّسست رشتهٔ پیوند، یارِ دشمن‌خوی

شکست حقّهٔ الفت، حریفِ حق‌شکنی

جفایِ زاغ و زغن بین که از سیاه‌دلی

به بلبلان نگذارند گوشه چمنی

به تیره‌بختیِ ما شمعِ انجمن سوزد

به هرکجا که حریفان کنند انجمنی

بنایِ خانهٔ بیداد واژگون گردد

به دستِ تیرزنی یا به آهِ پیرزنی

کسی که بد به وطن گفت بی‌وطن بادا

که بر وطن نزند طعنه غیرِ بی‌وطنی

اگر میانه و تبریز و اردبیل افتاد

به دستِ غیر، چو گنجی به دستِ راهزنی

«به صبر کوش تو ای دل که حق رها نکند

چنین عزیز نگینی، به دست اهرمنی»

ادامه‌ی چند قطعه

  1. قطعهٔ ۲۴ - پند پیرانهدوش چشمت به خواب غفلت بود
  2. قطعهٔ ۲۵ - چشم فیروزه‌گونثریای فیروزه‌گون چشم من
  3. قطعهٔ ۲۶ - دلدادگان من (اقتباس از ترانه‌های بیلیتس)چون که دلدادهٔ نخستم، دید
  4. قطعهٔ ۲۷ - آتشبی‌تو ای گل، در این شام تاری
  5. قطعهٔ ۲۸ - دخترک لاله‌فروشآن لاله‌نام لاله‌فروش، از دو زلف خود
  6. قطعهٔ ۲۹ - زاده آزادهبهر تو این خجسته‌کتاب آورد نشاط
  7. قطعهٔ ۳۰ - نگاه سخن گوگفتم: این چشم جاودانه تو
  8. قطعهٔ ۳۱ - پوشکینای پوشکین درود فرستم تو را درود
همه‌ی چند قطعه ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.