پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۲

عشق بی‌علت ترنج دوستی بار آورد

گر به علت عشق ورزی رنج و تیمار آورد

چیست پیش پاکبازان کام دل جستن؟ غرض

وین غرض در دوستی نقصان بسیار آورد

در میان مهربانان مهر دار و گو مباش

همت ارباب دل خود سنگ در کار آورد

جذب مغناطیس بین کاهن به خود چون می‌کشد؟

کم ز سنگی نیستی کاهن به رفتار آورد

گر دل اندر کافری بندد جوانی پاکباز

در نهان او مسلمانی پدیدار آورد

یار گردن کش ز دامت گر چه سر بیرون برد

این کمند آخر همش روزی گرفتار آورد

گر ز خوبان دوستی خواهی، به پاکی میل کن

میل خوبان جنبش اندر نقش دیوار آورد

از برای عاشقست این ناز و غنج و چشم و روی

خواجه بهر مشتری جوهر به بازار آورد

اوحدی، گر کژ روی انکار دشمن لازمست

دوستی چون راست ورزی دشمن اقرار آورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۴هر کس که در محبت او دم برآورد
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۵سوز تو شبی بسازم آورد
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۶بی تو دل من دمی قرار نگیرد
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۷صفات قلندر نشان برنگیرد
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۸چو دل شد زان او هرگز نمیرد
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۹تیر از کمان به من اندازد
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۰رخش، روابود، ار اسب دلبری تازد
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۱چون گره بر سر آن زلف دو تاه اندازد
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.