پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۱

ای سنگدل، به حق وفا کز وفا مگرد

عهدی بکن به وصل و از آن عهد وا مگرد

ما برگزیده‌ایم ترا از جهان، تو نیز

پیوند ما گزین وز پیوند ما مگرد

در میغ خون دل شب هجر آشنای ما

می‌بین و با مخالف ما آشنا مگرد

ای آنکه یک دم از دل ما نیستی جدا

هر دم به شیوه‌ای دگر از ما جدا مگرد

گفتی: برو، که مهرهٔ مهرت بریختم

خونم بریز و گرد چنین مهرها مگرد

دی دست در میان تو کردم، رخ تو گفت:

بالای ما بلاست، به گرد بلا مگرد

ما را غرض روا شدن از وصل روی تست

گو: کام اوحدی ز دو گیتی روا مگرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۳پیری که پریرم ز مناجات بر آورد
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۴هر کس که در محبت او دم برآورد
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۵سوز تو شبی بسازم آورد
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۶بی تو دل من دمی قرار نگیرد
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۷صفات قلندر نشان برنگیرد
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۸چو دل شد زان او هرگز نمیرد
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۹تیر از کمان به من اندازد
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۰رخش، روابود، ار اسب دلبری تازد
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.