پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۰

دوش بگذشت و دل از دور تماشایی کرد

امشبم حسرت او دیده چو دریایی کرد

ز چنان غمزه، که او دارد و ابرو عجبست

که التفاتی به چو من بی سر و بی‌پایی کرد

محتشم را نرسد سرزنش درویشی

کو به عمری هوسی پخت و تمنایی کرد

صبر فرمود مرا در ستم خویش و دلم

صبر پندار که امروزی و فردایی کرد

نیک خواهان به طبیبی که نشانم دادند

درد دل را نتوان گفت مداوایی کرد

طمع از بوس و کنارش ببریدیم که آن

نیست خوانی که توان غارت و یغمایی کرد

گر چه بر ما ستم او به هلاک انجامید

هیچ زشتش نتوان گفت، که زیبایی کرد

عشق ورزند بتان، لیک چو من بیزوری

پنجه سهلست که با دست توانایی کرد

دل که جاییش به درد آمده باشد داند

کاوحدی این همه فریاد هم از جایی کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۲عشق بی‌علت ترنج دوستی بار آورد
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۳پیری که پریرم ز مناجات بر آورد
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۴هر کس که در محبت او دم برآورد
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۵سوز تو شبی بسازم آورد
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۶بی تو دل من دمی قرار نگیرد
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۷صفات قلندر نشان برنگیرد
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۸چو دل شد زان او هرگز نمیرد
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۹تیر از کمان به من اندازد
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.