پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۹

به یک نظر دل شهری شکاردانی کرد

همیشه جور کنی و آشکاردانی کرد

ز طره غالیه بر یاسمین توانی برد

به شیوه معجزه با خنده یار دانی کرد

چو باد اگرچه گذر می‌کنی بهر سویی

به سوی ما نه همانا گذار دانی کرد

اگر مراد دل خود طلب کنیم از تو

مراد دشمن ما اختیار دانی کرد

تو این ستیزه و ناز و عتاب و شوخی را

اگر به ترک بگویی چه کار دانی کرد؟

چه پرسمت ز وفا، گویی: آن نمی‌دانم

ولی چو بوسه بخواهم کناردانی کرد

ستم که بر دل من کرده‌ای، عجب دارم

که گر به یاد تو آرم شمار دانی کرد

اگر چه طفلی و خود را نهی به نادانی

هنوز چارهٔ چون من هزار دانی کرد

نگار چهره بپوشی ز اوحدی، لیکن

به خون دیده رخش را نگار دانی کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۱ای سنگدل، به حق وفا کز وفا مگرد
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۲عشق بی‌علت ترنج دوستی بار آورد
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۳پیری که پریرم ز مناجات بر آورد
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۴هر کس که در محبت او دم برآورد
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۵سوز تو شبی بسازم آورد
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۶بی تو دل من دمی قرار نگیرد
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۷صفات قلندر نشان برنگیرد
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۸چو دل شد زان او هرگز نمیرد
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.