پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۵

سوز تو شبی بسازم آورد

وندر سخنی درازم آورد

زان دم که تو روی باز کردی

از هر چه به جز تو بازم آورد

گر تیغ زنند رخ نپیچیم

زین قبله که در نمازم آورد

اقبال به کعبهٔ وصالت

بی‌درد سر مجازم آورد

چون توبهٔ منزل امانی

با بدرقه و جوازم آورد

لطف تو به مکهٔ حقیقت

از بادیهٔ حجازم آورد

آن بخت که دل به خواب می‌جست

بیدار ز در فرازم آورد

این قاعدهٔ نیازمندی

در عهد تو بی‌نیازم آورد

چون دید که: شمع جمع عشقم

اندوه تو در گدازم آورد

گستاخی اوحدی برتو

در غارت و ترکتازم آورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۷صفات قلندر نشان برنگیرد
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۸چو دل شد زان او هرگز نمیرد
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۹تیر از کمان به من اندازد
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۰رخش، روابود، ار اسب دلبری تازد
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۱چون گره بر سر آن زلف دو تاه اندازد
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۲دیگر مرا به ضربت شمشیر غم بزد
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۳زلف را تاب دام و خم برزد
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۴چو میل او کنم، از من به عشوه بگریزد
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.