پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۷

حال ما بنگر که آهوی حرم گم کرده ایم

رهبر امید را در هر قدم گم کرده ایم

می‌شود اسباب غم اسباب افزون، گرچه ما

مایهٔ افزایش اسباب غم گم کرده ایم

چون ترنم های مرغان بهشتی نشنوم

ما که دور افتادهٔ باغ ارم گم کرده ایم

طعنه کم تر زن حرم جویان ره گم کرده را

این ملامت بس که ما راه حرم گم کرده ایم

پیر ما از بستن زنار لاف کفر زد

کز عبادت ما در دیر و حرم گم کرده ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۹هر چه با او گویم، از مردم دگرگون بشنوم
  2. غزل شمارهٔ ۴۴۰هرگز دل کس را به گناهی نشکستیم
  3. غزل شمارهٔ ۴۴۱وقت آن است که افیون به شراب اندازیم
  4. غزل شمارهٔ ۴۴۲چند از این ششدر غم فال گشادی بزنیم
  5. غزل شمارهٔ ۴۴۳ما ره نشین مردم دیدار دوستیم
  6. غزل شمارهٔ ۴۴۴باز آ که به ذوق الم آشنا شویم
  7. غزل شمارهٔ ۴۴۵قدح دمید لبالب، خراب گو شده باشم
  8. غزل شمارهٔ ۴۴۶به سهو ار توبه از می کردم و دیر مغان بستم
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.