پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۶

منم کز بادهٔ عشرت خروشیدن نمی‌دانم

به دست من مده این می که نوشیدن نمی‌دانم

طبیبا از دوا بر قامت دیوانه خوی من

مبر پیراهن عصمت که پوشیدن نمی‌دانم

من آن مست می شوقم که گر صد سال شوق او

نماید آتش و من نیز جوشیدن نمی‌دانم

به ریش تازگی از مرهم آسیب نمک ساید

نهی ز الماس و حیرت خروشیدن نمی‌دانم

به صد امید با کوشیدنم در مدعا، عرفی

ز استغنا مدان، با قید کوشیدن نمی‌دانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۸ز معموری به تنگم، جز دل ویران نمی خواهم
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۹هر چه با او گویم، از مردم دگرگون بشنوم
  3. غزل شمارهٔ ۴۴۰هرگز دل کس را به گناهی نشکستیم
  4. غزل شمارهٔ ۴۴۱وقت آن است که افیون به شراب اندازیم
  5. غزل شمارهٔ ۴۴۲چند از این ششدر غم فال گشادی بزنیم
  6. غزل شمارهٔ ۴۴۳ما ره نشین مردم دیدار دوستیم
  7. غزل شمارهٔ ۴۴۴باز آ که به ذوق الم آشنا شویم
  8. غزل شمارهٔ ۴۴۵قدح دمید لبالب، خراب گو شده باشم
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.