پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۵

قدح دمید لبالب، خراب گو شده باشم

اگر هلاک شوم در شراب گو شده باشم

به بزم عیش روم، تا به کی مصیبت شیون

خراب نغمهٔ چنگ و رباب گو شده باشم

نه خنده ای و نه نگاهی، تو را ازین چه تفاوت

شکنجه خوار دو صد پیچ و تاب گو شده باشم

غبار کوچهٔ عشقم ز دامنم چه فشانی

عبیر پیراهن آفتاب گو شده باشم

چه شد که اهل ثوابم رهم دهند به دوزخ

شریک لذت اهل عذاب گو شده باشم

ز جرم عشق ار کنند سوال روز قیامت

به صد کتاب سخن جواب گو شده باشم

نظر به دزد و مکن منعم از مشاهده، عرفی

خراب گو شده باشی، کباب گو شده باشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۴۷دل به دست و پای کوبان از حرم بگریختم
  2. غزل شمارهٔ ۴۴۸گلی ناچیده بویی ناکشیده زین چمن رفتم
  3. غزل شمارهٔ ۴۴۹ما دل به جان خریده و بر باد داده ایم
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۰به شرح غم نفس را ریش کردیم
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۱عمر در شعر به سر کرده و در باخته ام
  6. غزل شمارهٔ ۴۵۲ما لذت فقریم، سخا را نشناسیم
  7. غزل شمارهٔ ۴۵۳دل و جان بردگی بودند و من افسانه شان کردم
  8. غزل شمارهٔ ۴۵۴از شش جهتم شکوه زند موج خموشم
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.